در دنیای مهندسی نرم افزار و شبکه، دو مفهوم وجود دارند که اغلب با هم اشتباه گرفته می شوند، اما وظایف کاملاً متضاد و حیاتی دارند: Proxy (که به آن Forward Proxy هم می گویند) و Reverse Proxy.
اگر بخواهیم در یک جمله و بدون پیچیدگی فنی تفاوت بنیادین این دو را بیان کنیم، باید بگوییم:
یک Proxy همیشه نماینده و محافظِ «کاربر» (Client) است، در حالی که یک Reverse Proxy نماینده و محافظِ «سرور» (Server) است.
بیایید دقیق تر و با مثال های عملی، معماری و کاربرد هر کدام را بررسی کنیم.
برای مطالعه بیشتر بخوانید: چطور برنامه های وب خود را در برابر حملات سایبری ایمن کنیم؟
Proxy (یا Forward Proxy): محافظ کاربر
در ساده ترین تعریف، Proxy سروری است که هویت کاربر را پنهان می کند. وقتی شما از یک Proxy استفاده می کنید، سیستم شما (لپ تاپ یا موبایل) مستقیماً به اینترنت وصل نمی شود.
1. آنالوژی: دستیار شخصی
تصور کنید شما می خواهید در یک رستوران میز رزرو کنید، اما نمی خواهید با پرسنل رستوران صحبت کنید یا شماره تلفن شخصی تان را به آن ها بدهید. شما به «دستیار شخصی» خود می گویید که این کار را انجام دهد. دستیار تماس می گیرد و رزرو را انجام می دهد. رستوران فقط دستیار شما را می شناسد و صدای او را می شنود، نه شما را. در اینجا، دستیار شخصی همان Proxy است.
2. Proxy دقیقا چه کاری انجام می دهد؟
زمانی که در یک شرکت یا شبکه خصوصی، ترافیک از طریق Proxy هدایت می شود، اتفاقات زیر رخ می دهد:
- ناشناس ماندن (Anonymity): وقتی شما درخواستی برای گوگل می فرستید، این درخواست ابتدا به Proxy می رود. Proxy هدرهای درخواست را بازنویسی کرده و با IP خودش درخواست را به گوگل ارسال می کند. سرور مقصد (گوگل) هرگز نمی فهمد کلاینت اصلی کیست؛ او فقط Proxy را می بیند.
- امنیت شبکه داخلی (Security & Filtering): در سازمان ها، Proxy نقش نگهبان خروجی را بازی می کند. اگر کارمندی روی یک لینک مخرب کلیک کند یا بخواهد وارد سایتی شود که بدافزار دارد، Proxy قبل از اینکه پاسخ مخرب به لپ تاپ کارمند برسد، آن را اسکن و مسدود می کند. مدیر شبکه می تواند مشخص کند که چه سایت هایی مجاز هستند (White-listing) و چه سایت هایی ممنوع.
- کش کردن (Caching) و صرفه جویی در پهنای باند: فرض کنید یک مهندس در شرکت شما یک ویدیوی آموزشی حجیم را از یوتیوب تماشا می کند. Proxy این ویدیو را دانلود و در حافظه خود ذخیره (Cache) می کند. وقتی ۱۰ مهندس دیگر بخواهند همان ویدیو را ببینند، Proxy دیگر به یوتیوب درخواست نمی زند، بلکه نسخه ذخیره شده را به آن ها می دهد. این کار سرعت را بالا برده و هزینه اینترنت را کاهش می دهد.
برای مطالعه بیشتر بخوانید: کشینگ (Caching) چیست و چگونه سرعت سایت را افزایش می دهد؟
- عبور از محدودیت های جغرافیایی (Geo-fencing): گاهی اوقات دسترسی به برخی محتواها برای مناطق جغرافیایی خاصی مسدود است. Proxy می تواند با داشتن IP از یک کشور دیگر، این محدودیت ها را دور بزند (یا برعکس، دسترسی کاربران یک منطقه خاص به محتوا را قطع کند).
Reverse Proxy: محافظ سرور
دقیقاً نقطه مقابلِ حالت قبلی است. در اینجا، کاربر اصلاً نمی داند که دارد با یک واسطه صحبت می کند. کاربر فکر می کند به سرور اصلی وصل شده، اما در واقع به یک Reverse Proxy متصل شده است.
1. آنالوژی: مسئول پذیرش رستوران
وقتی شما وارد رستوران می شوید، خودتان مستقیم به آشپزخانه نمی روید و دنبال غذا نمی گردید. شما به «مسئول پذیرش» مراجعه می کنید. او وضعیت میزها را چک می کند، می بیند کدام گارسون سرش خلوت است و شما را به میز مناسب هدایت می کند. شما نمی دانید غذای شما در کدام اجاق پخته شد یا فرآیند داخلی آشپزخانه چیست. در اینجا، مسئول پذیرش نقش Reverse Proxy را بازی می کند.
2. چرا سرورها به Reverse Proxy نیاز دارند؟
استفاده از Reverse Proxy برای هر سرویس دهنده ی بزرگی (مثل گوگل، اینستاگرام یا اپلیکیشن های مدرن) حیاتی است:
الف) موازنه بار (Load Balancing)
اگر شما یک سایت پربازدید دارید، یک سرور به تنهایی نمی تواند پاسخگوی میلیون ها کاربر باشد. شما ده ها سرور مشابه دارید. Reverse Proxy جلوی این سرورها می ایستد و ترافیک ورودی را بین آن ها تقسیم می کند. او می تواند از الگوریتم های مختلفی مثل "Round-robin" (نوبتی) استفاده کند یا ترافیک را به سروری بفرستد که کمترین فشار روی آن است.
ب) امنیت و ایزوله سازی (Internal Traffic Isolation)
یکی از مهم ترین ویژگی ها، ایجاد یک منطقه امن (DMZ) است. شما نباید ۱۰۰ سرور دیتابیس و اپلیکیشن خود را مستقیماً به اینترنت وصل کنید، چون هک کردن آن ها آسان می شود. شما فقط یک نقطه ورود (Reverse Proxy) را به اینترنت باز می گذارید و بقیه سرورها را در یک شبکه خصوصی و ایزوله نگه می دارید. کاربر فقط با Reverse Proxy (مثلاً روی پورت ۸۰ یا ۴۴۳) صحبت می کند و ارتباط بین Reverse Proxy و سرورهای اصلی، در یک شبکه داخلی و امن انجام می شود. این یعنی حتی اگر سرور داخلی شما امنیت ضعیفی داشته باشد، چون مستقیماً به اینترنت وصل نیست، خطر کمتری آن را تهدید می کند.
برای مطالعه بیشتر بخوانید: افزایش امنیت سایت: روش های موثر برای جلوگیری از هک سایت
ج) مقابله با حملات DDoS
در حملات DDoS، هکرها با ترافیک مصنوعی سعی می کنند سرور را از کار بیندازند. Reverse Proxy به عنوان یک سپر بلا عمل می کند. این لایه میانی ضربه را دریافت می کند و با ابزارهای امنیتی که دارد، ترافیک مخرب را فیلتر کرده و اجازه نمی دهد سرور اصلی (که داده های حساس دارد) زیر بار ترافیک غرق شود.
د) تست های هوشمند (Canary Deployment)
تا به حال دیده اید که یوتیوب یا اینستاگرام یک قابلیت جدید (مثلاً تغییر ظاهر دکمه ها) را فقط برای تعداد کمی از کاربران فعال می کنند؟ این جادوی Reverse Proxy است. شما نسخه جدید نرم افزار را روی یک سرور جداگانه آپلود می کنید. سپس به Reverse Proxy دستور می دهید: «فقط ۵٪ از کاربران را به سرورِ جدید هدایت کن و ۹۵٪ بقیه را به همان سرورهای قدیمی بفرست». اگر مشکلی نبود، ترافیک را بیشتر می کنید. این کار بدون اینکه کاربر متوجه شود انجام می شود.
هـ) مدیریت رمزنگاری (SSL Termination)
رمزنگاری و بازگشایی رمز (SSL/TLS) فرآیندی سنگین است که CPU را درگیر می کند. Reverse Proxy این بار را به دوش می کشد. یعنی ارتباط کاربر تا Proxy رمزگذاری شده (HTTPS) است، اما ارتباط Proxy با سرور داخلی می تواند ساده (HTTP) باشد. این کار باعث می شود سرورهای اصلی توان خود را صرف پردازش منطق برنامه کنند نه رمزگشایی.
سوالات عمیق تر و معماری پیشرفته
1. چرا وقتی Cloud Load Balancer داریم، باز هم باید از Nginx استفاده کنیم؟
بسیاری از سرویس های ابری (مثل AWS) خودشان Load Balancer دارند. سوال اینجاست که آیا این جایگزین ابزارهایی مثل Nginx (که یک Reverse Proxy محبوب است) می شود؟ پاسخ خیر است. در معماری های حرفه ای، ما از رویکرد لایه ای استفاده می کنیم:
- Cloud Load Balancer: در لبه ی بیرونی شبکه قرار می گیرد و فقط وظیفه توزیع کلی ترافیک را دارد (لایه اول دفاع).
- Reverse Proxy (مثل Nginx): داخل شبکه خصوصی قرار می گیرد و وظیفه "Routing هوشمند" را دارد.
لود بالانسرهای ابری معمولاً منطق ساده ای دارند. اما Reverse Proxy داخلی می تواند بسیار هوشمندتر باشد. برای مثال در معماری میکروسرویس ها، Reverse Proxy می تواند بر اساس آدرس URL (مثلاً /api/payment) یا کوکی های کاربر یا سشن دیتا، درخواست را به یک میکروسرویس خاص هدایت کند. این سطح از کنترل دقیق، معمولاً در لایه بیرونی ممکن نیست.
2. ترکیب Nginx و اپلیکیشن ها (مثل Node.js)
اگر شما یک برنامه با Node.js (مثلاً با فریم ورک Express) نوشته اید، خودِ Node.js می تواند به درخواست ها پاسخ دهد. پس چرا معمولاً یک Nginx جلوی آن می گذارند؟
- Node.js/Express: برای پردازش منطق های پیچیده و پویا عالی هستند، اما در مدیریت هزاران کانکشن همزمان یا سرو کردن فایل های استاتیک (عکس و CSS) به اندازه Nginx بهینه نیستند.
- معماری صحیح: شما Nginx را به عنوان Reverse Proxy جلوی برنامه می گذارید. Nginx فایل های استاتیک را سریعاً تحویل می دهد، امنیت و SSL را مدیریت می کند و فقط درخواست هایی که نیاز به پردازش دیتابیس یا منطق دارند را به Node.js پاس می دهد.
جمع بندی
در نهایت، درک این دو مفهوم دید شما را به عنوان یک مهندس نرم افزار تغییر می دهد. Proxy ابزاری است که در سمت کلاینت (شرکت ها، کاربران خانگی) نصب می شود تا امنیت و هویت آن ها را حفظ کند. Reverse Proxy ابزاری است که در دیتاسنترها و سمت سرور نصب می شود تا مقیاس پذیری، امنیت و مدیریت ترافیک را برای زیرساخت فراهم کند.







0 دیدگاه